سفارش تبلیغ
صبا ویژن
یاد خدا، قوت جان ها و همنشینی با محبوب است . [امام علی علیه السلام]
لوگوی وبلاگ
 

دسته بندی موضوعی یادداشتها
 

آمار و اطلاعات

بازدید امروز :3
بازدید دیروز :9
کل بازدید :19008
تعداد کل یاداشته ها : 15
04/1/17
7:14 ص
چند نفر تا حالا در سالگرد شهادت یا ولادت دخت رسول اللهصلی الله علیه و آله اعم از شیعه و سنی درد دل پاره تن پدر را خوانده اند و از آنها چند نفر روی بند بند آن تفکر کرده اند؟آیا خطبه اش برای همان زمان بود یا در تمام اعصار جریان دارد؟آیا راهی برای خوشحالی حضرتش در این شرایط هست؟آیا مخاطبش ما نیستیم؟و ...


  و اینک خطبه جاودان فدک 

 

خطبتها علیهاالسلام بعد غصب الفدک
روى انّه لمّا أجمع أبوبکر و عمر علی منع فاطمة علیهاالسلام فدکاً و بلغها ذلک،لاثت خمارها علی رأسها، و اشتملت بجلبابها، و أقبلت فی لمّة من حفدتها و نساء قومها، تطأ ذیولها، ما تخرم مشیتها مشیة رسول‏اللَّه صلى اللَّه علیه و آله،حتّى دخلت علی أبی‏بکر، و هو فی حشد من المهاجرین و الانصار و غیر هم، فنیطت دونها ملاءة فجلست، ثم أنّت أنّة أجهش القوم لها بالبکاء، فارتجّ المجلس، ثم أمهلت هنیئة.
حتّى اذا سکن نشیج القوم و هدأت فورتهم، افتتحت الکلام بحمداللَّه و الثناء علیه و الصلاة علی رسوله، فعاد القوم فی بکائهم، فلمّا أمسکوا عادت فی کلامها فقالت علیهاالسلام:
اَلْحَمْدُلِلَّهِ عَلی ما اَنْعَمَ، وَ لَهُ الشُّکْرُ عَلی ما اَلْهَمَ، وَ الثَّناءُ بِما قَدَّمَ، مِنْ عُمُومِ نِعَمٍ اِبْتَدَاَها، وَ سُبُوغِ الاءٍ اَسْداها، وَ تَمامِ مِنَنٍ اَوْلاها، جَمَّ عَنِ الْاِحْصاءِ عَدَدُها، وَ نَأى عَنِ الْجَزاءِ اَمَدُها، وَ تَفاوَتَ عَنِ الْاِدْراکِ اَبَدُها، وَ نَدَبَهُمْ لاِسْتِزادَتِها بِالشُّکْرِ لاِتِّصالِها، وَ اسْتَحْمَدَ اِلَى الْخَلائِقِ بِاِجْزالِها، وَ ثَنی بِالنَّدْبِ اِلى اَمْثالِها.

خطبه آن حضرت بعد از غصب فدک
روایت شده: هنگامى که ابوبکر و عمر تصمیم گرفتند فدک را از حضرت فاطمه علیهاالسلام بگیرند و این خبر به ایشان رسید، لباس بتن کرده و چادر بر سر نهاد، و با گروهى از زنان فامیل و خدمتکاران خود بسوى مسجد روانه شد، در حالی
که چادرش به زمین کشیده مى ‏شد، و راه رفتن او همانند راه رفتن پیامبر خدا بود، بر ابوبکر که در میان عده ‏اى از مهاجرین و انصار و غیر آنان نشسته بود وارد شد، در این هنگام بین او و دیگران پرده‏اى آویختند، آنگاه ناله‏ اى جانسوز از دل برآورد که همه مردم بگریه افتادند و مجلس و مسجد به سختى به جنبش درآمد.
سپس لحظه ‏اى سکوت کرد تا همهمه مردم خاموش و گریه آنان ساکت شد و جوش و خروش ایشان آرام یافت، آنگاه کلامش را با حمد و ثناى الهى آغاز فرمود و درود بر رسول خدا فرستاد، در اینجا دوباره صداى گریه مردم برخاست، وقتى سکوت برقرار شد، کلام خویش را دنبال کرد و فرمود:

1-ستایش سپاسگزاری چون فاطمه ام الائمه


حمد و سپاس خداى را برآنچه ارزانى داشت، و شکر او را در آنچه الهام فرمود، و ثنا و شکر بر او بر آنچه پیش فرستاد، از نعمتهاى فراوانى که خلق فرمود و عطایاى گسترده‏ اى که اعطا کرد، و منّتهاى بى ‏شمارى که ارزانى داشت، که شمارش از شمردن آنها عاجز، و نهایت آن از پاداش فراتر، و دامنه آن تا ابد از ادراک دورتر است، و مردمان را فراخواند، تا با شکرگزارى آنها نعمتها را زیاده گرداند، و با گستردگى آنها مردم را به سپاسگزارى خود متوجّه ساخت، و با دعوت نمودن به این نعمتها آنها را دو چندان کرد.

وَ اَشْهَدُ اَنْ لا اِلهَ اِلاَّ اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَریکَ لَهُ، کَلِمَةٌ جَعَلَ الْاِخْلاصَ تَأْویلَها، وَ ضَمَّنَ الْقُلُوبَ مَوْصُولَها، وَ اَنارَ فِی التَّفَکُّرِ مَعْقُولَها، الْمُمْتَنِعُ عَنِ الْاَبْصارِ رُؤْیَتُهُ، وَ مِنَ الْاَلْسُنِ صِفَتُهُ، وَ مِنَ الْاَوْهامِ کَیْفِیَّتُهُ.
اِبْتَدَعَ الْاَشْیاءَ لا مِنْ شَىْ‏ءٍ کانَ قَبْلَها، وَ اَنْشَاَها بِلاَاحْتِذاءِ اَمْثِلَةٍ اِمْتَثَلَها، کَوَّنَها بِقُدْرَتِهِ وَ ذَرَأَها بِمَشِیَّتِهِ، مِنْ غَیْرِ حاجَةٍ مِنْهُ اِلى تَکْوینِها، وَ لا فائِدَةٍ لَهُ فی تَصْویرِها، اِلاَّ تَثْبیتاً لِحِکْمَتِهِ وَ تَنْبیهاً عَلی طاعَتِهِ، وَ اِظْهاراً لِقُدْرَتِهِ وَ تَعَبُّداً لِبَرِیَّتِهِ، وَ اِعْزازاً لِدَعْوَتِهِ، ثُمَّ جَعَلَ الثَّوابَ عَلی طاعَتِهِ، وَ وَضَعَ الْعِقابَ عَلی مَعْصِیَتِهِ، ذِیادَةً لِعِبادِهِ مِنْ نِقْمَتِهِ وَ حِیاشَةً لَهُمْ اِلى جَنَّتِهِ.
وَ اَشْهَدُ اَنَّ اَبی‏مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ، اِخْتارَهُ قَبْلَ اَنْ اَرْسَلَهُ، وَ سَمَّاهُ قَبْلَ اَنْ اِجْتَباهُ، وَ اصْطَفاهُ قَبْلَ اَنْ اِبْتَعَثَهُ، اِذ الْخَلائِقُ بِالْغَیْبِ مَکْنُونَةٌ، وَ بِسَتْرِ الْاَهاویلِ مَصُونَةٌ، وَ بِنِهایَةِ الْعَدَمِ مَقْرُونَةٌ، عِلْماً مِنَ اللَّهِ تَعالی بِمائِلِ الْاُمُورِ، وَ اِحاطَةً بِحَوادِثِ الدُّهُورِ، وَ مَعْرِفَةً بِمَواقِعِ الْاُمُورِ.

و گواهى مى ‏دهم که معبودى جز خداوند نیست و شریکى ندارد، که این امر بزرگى است که اخلاص را تأویل آن و قلوب را متضمّن وصل آن ساخت، و در پیشگاه تفکر و اندیشه شناخت آن را آسان نمود، خداوندى که چشم‏ها از دیدنش بازمانده، و زبانها از وصفش ناتوان، و اوهام و خیالات از درک او عاجز مى ‏باشند.
موجودات را خلق فرمود بدون آنکه از ماده ‏اى موجود شوند، و آنها را پدید آورد بدون آنکه از قالبى تبعیّت کنند، آنها را به قدرت خویش ایجاد و به مشیّتش پدید آورد، بى ‏آنکه در ساختن آنها نیازى داشته و در تصویرگرى آنها فائده ‏اى برایش وجود داشته باشد، جز تثبیت حکمتش و آگاهى بر طاعتش، و اظهار قدرت خود،و شناسائى راه عبودیت و گرامى داشت دعوتش، آنگاه بر طاعتش پاداش و بر معصیتش عقاب مقرر داشت، تا بندگانش را از نقمتش بازدارد و آنان را بسوى بهشتش رهنمون گردد.


2- گواهی به رسالت پدر از زبان دختر

و گواهى مى ‏دهم که پدرم محمّد بنده و فرستاده اوست، که قبل از فرستاده شدن او را انتخاب، و قبل از برگزیدن نام پیامبرى بر او نهاد، و قبل از مبعوث شدن او را برانگیخت، آن هنگام که مخلوقات در حجاب غیبت بوده، و در نهایت تاریکى ‏ها بسر برده، و در سر حد عدم و نیستى قرار داشتند، او را برانگیخت بخاطر علمش به عواقب کارها، و احاطه ‏اش به حوادث زمان، و شناسائى کاملش به وقوع مقدّرات.

 

اِبْتَعَثَهُ اللَّهُ اِتْماماً لِاَمْرِهِ، وَ عَزیمَةً عَلى اِمْضاءِ حُکْمِهِ، وَ اِنْفاذاً لِمَقادیرِ رَحْمَتِهِ، فَرَأَى الْاُمَمَ فِرَقاً فی اَدْیانِها، عُکَّفاً عَلی نیرانِها، عابِدَةً لِاَوْثانِها، مُنْکِرَةً لِلَّهِ مَعَ عِرْفانِها.
فَاَنارَ اللَّهُ بِاَبی‏مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ و الِهِ ظُلَمَها، وَ کَشَفَ عَنِ الْقُلُوبِ بُهَمَها، وَ جَلى عَنِ الْاَبْصارِ غُمَمَها، وَ قامَ فِی النَّاسِ بِالْهِدایَةِ، فَاَنْقَذَهُمْ مِنَ الْغِوایَةِ، وَ بَصَّرَهُمْ مِنَ الْعِمایَةِ، وَ هَداهُمْ اِلَى الدّینِ الْقَویمِ، وَ دَعاهُمْ اِلَى الطَّریقِ الْمُسْتَقیمِ.
ثُمَّ قَبَضَهُ اللَّهُ اِلَیْهِ قَبْضَ رَأْفَةٍ وَ اخْتِیارٍ، وَ رَغْبَةٍ وَ ایثارٍ، فَمُحَمَّدٌ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ و الِهِ مِنْ تَعَبِ هذِهِ الدَّارِ فی راحَةٍ، قَدْ حُفَّ بِالْمَلائِکَةِ الْاَبْرارِ وَ رِضْوانِ الرَّبِّ الْغَفَّارِ، وَ مُجاوَرَةِ الْمَلِکِ الْجَبَّارِ، صَلَّى اللَّهُ عَلی أَبی نَبِیِّهِ وَ اَمینِهِ وَ خِیَرَتِهِ مِنَ الْخَلْقِ وَ صَفِیِّهِ، وَ السَّلامُ عَلَیْهِ وَ رَحْمَةُاللَّهِ وَ بَرَکاتُهُ.
ثم التفت الى اهل المجلس و قالت:
اَنْتُمْ عِبادَ اللَّهِ نُصُبُ اَمْرِهِ وَ نَهْیِهِ، وَ حَمَلَةُ دینِهِ وَ وَحْیِهِ، وَ اُمَناءُ اللَّهِ عَلى اَنْفُسِکُمْ، وَ بُلَغاؤُهُ اِلَى الْاُمَمِ، زَعیمُ حَقٍّ لَهُ

او را برانگیخت تا امرش را کامل و حکم قطعى ‏اش را امضا و مقدّراتش را اجرا نماید، و آن حضرت امّتها را دید که در آئینهاى مختلفى قرار داشته، و در پیشگاه آتشهاى افروخته معتکف و بت‏هاى تراشیده شده را پرستنده، و خداوندى که شناخت آن در فطرتشان قرار دارد را منکرند.
پس خداى بزرگ بوسیله پدرم محمد صلى اللَّه علیه و آله تاریکى ‏هاى آن را روشن، و مشکلات قلبها را برطرف، و موانع رؤیت دیده ‏ها را از میان برداشت، و با هدایت در میان مردم قیام کرده و آنان را از گمراهى رهانید، و بینایشان کرده،و ایشان را به دین استوار و محکم رهنمون شده، و به راه راست دعوت نمود.
تا هنگامى که خداوند او را بسوى خود فراخواند، فراخواندنى از روى مهربانى و آزادى و رغبت و میل، پس آن حضرت از رنج این دنیا در آسایش بوده، و فرشتگان نیکوکار در گرداگرد او قرار داشته، و خشنودى پروردگار آمرزنده او را فراگرفته، و در جوار رحمت او قرار دارد، پس درود خدا بر پدرم، پیامبر و امینش و بهترین خلق و برگزیده ‏اش باد، و سلام و رحمت و برکات الهى براو باد.


90/2/5::: 9:26 ص
نظر()
  
  

هیچ فکر کرده ایم چرا وقتی رگ ملی گرایی ما ورم می کند و بیرون می زند به چه برهه ای از ایران افتخار می کنیم . دوره شاه عباس  که گمبرون را بندر عباس کرد؟نادر که ایران بی سامان را به سامان آورد؟ دوره کریم خانی که خود را خادم مردم و وکیل آنها می دانست ؟ نه سر بلندی ایران چیه ؟بله دوره هخامنشی چرا ؟چون دوران طلایی جری بود تمام غنائم و معادن جهان (یخچال) در اختیارش بود.در مخفی گاه خود براحتی زندگی می کرد و در پناه سگ گنده هخا ها مشغول چابیدن دنیا و ترویج سحر و جادویش بود.تام بدبخت و بیچاره از اعمال و کردار جری موذی و زر پرست و شیاد و مخفی کار و مظلوم نما ،بعد از کلی شکنجه و آزار به خدمتش در آمده بود. اصولا ما جریها برای به خدمت گرفتن طبقه هوشیار و نخبه جامعه (تام) نیاز به سگ کنده ای چون هخای ایران ،اموی و عباسی عرب،چنگیر مغول،هیتلر آلمان ،روئسهای جمهور آمریکا ،ملکه انگلیس،مبارک مصر،پهلوی ایران،ملک عبدالله و فهد  عربستان،صدام عراق،صالح یمن،آل خلیفه بحرین و ... داریم.اینها ماهند حرف ندارند. آفتابند.تعصب دارند چه جور؟ احمقند .نمی فهمند.ما ایرانیها هم اگر می خواهیم به دوره ای بنازیم باید به دوره هخا و منشور ماهش افتخار کنیم.جری که با سکس ،سکر و مخدر می خواست از زیر زمین مانند هری پاتر به فضا و روی زمین بیاید.انقلابی در ایران به وقوع پیوست که به دنبال احیای حکومت علی علیه السلام است. داشتیم رئوسای جمهور ایران را باد می کردیم که باز یک نفر با عدالت علی رای آورد چون می دانست مردم به چه رای می دهند.ولی گویا کشف کرده رای بعدی به افتخارات ایرانی و هخایی است که باز پیشقدم شده برای جری کوچولو ایران .اما زلزله مردم عرب که بازگشت به اسلام را عزت می دانند خواب را بر جری و هری پاتر حرام کرده است .گاز مصر که مفت به زیر زمین جری سرازیر بود  در خطر است.انقلابهای عربی در صورت پیروز شدن مشخص می کند که چه منابعی به زیر زمین جری روان شده است .پس باید هر طور شده مانع پیروزی آنها شوییم.


  
  

 هفت سوره از قرآن با سین شروع می شود که به مناسبت سال جدید به محتوی آنها نگاهی می اندازییم.

1-اولین سوره ای که با سین شروع می شود سوره اسری است.محتوی اصلی این سوره  یکتا پرستی و نفی شرک است یعنی اولین پیام هر پیامبر الهی را در بر دارد. و با پاک شماری خداوند از هر نقصی آغاز می گردد که تمثیلی برای پاک کردن انسان در شروع سال نو می باشد.هر جامعه ای که می خواهد عزیز و سربلند گردد راهش را با اطاعت خدا آغاز نماید که با  سرکشی از خدا تحقیر و خواری  خود رارقم می زنند یعنی وضع کنونی جهان اسلام,که با بیداری اسلامی پا در راه عزت گذاشته اند که انشالله با پیروزی توام گردد.

2-دومین سوره ای که با سین شروع می شود و دومین سین سفره سال نو است سوره نوراست. این سوره را می توان سوره پاکدامنی و عفت و مبارزه با آلودگیهای جنسی دانست .یعنی معضل قرن که بشریت را به لبه پرتگاه برده است .چه خوب است که سین مذبور را نصب العین قرار دهیم و به سوی پاکیها گام برداریم و نسلهای بعدی را بر پایه پاکی شکل دهیم.

3-سومین سوره سوره حدید است که چون هفت سین خود هفت بخش را شامل می شود.1-بحث جامع و مطالبی در باره توحید و صفات خدا2-گوشه ای از وضع مومنان و منافقان در قیامت 4-دعوت به ایمان و خروج از شرک و بیان سرنوشت  جمعی از اقوام کافر گذشته 5- انفاق در راه خدا6-عدالت اجتماعی 7- نقد رهبانیت و انزوای اجتماعی  که این سوره به تنهایی فلسفه عید نوروز را در خود دارد.

4-چهارمین سوره, حشر است که چهارمین سین سفره نوروز را شکل می دهد که بخش نخست آن حاکی از داستان مبارزه مسلمین با جمعی از یهود است که امروز هم خیلی به این مبارزه نیاز داریم که هرچه محنت است از این عدم مبارزه دامنگیر جهان اسلام شده است و اسرائیل موجب خواری مسلمانان شده است. در آیات پایانی اندرزها و نصایحی کلی به همه مسلمانان شده است و نیز وصف بلیغی از قرآن و بیان تاثیر آن در پاکسازی روح و جان آمده است که خانه جان فقط با قرآن پاک می شود.

5-پنجمین سوره ای که با سین شروع می شود سوره صف است و شامل و اعلام برتری اسلام بر تمام آیینهای آسمانی و تضمین جاودانگی آن از سوی خداوند که چه خوب بودسهمی از این جاودانگی به عهده ما گذاشته می شد.دیگر محور آن لزوم جهاد برای حفظ و پیشرفت این آیین الهی است و گوشزد این وظیفه به خود که تنها راه عزت ما مسلمانان جهاد همه جانبه برای تحقق تمام دستورات این دین حنیف در جامعه است.

6-ششمین سوره سفره هفت سین ما سوره معارج است که عذاب تاریخی نوع بشر به سبب دوری از ولایت اسدالله الغالب علی امیر المومنین حیدر و یازده فرزندش می باشد و تا تحقق و استقرار حکومت خاتم اوصیاء این عذاب و رنج ادامه دارد و جالب اینکه خود بشر مقصر اصلی این خواری و خفت تاریخی است .

7-هفتمین سوره ای  که نیز با سین شروع می شود سوره اعلی است که چون هفت سین 7 صفت الهی را گوشزد می کند پروردگار بلند مرتبه ای که آفریننده و نظم دهنده است اندازه گیر و هدایتگر ست. چراگاه را به وجود می آورد و خشک می کند یعنی فصل زیبای بهار و شروعش نوروز از اوست

خدایا به حق بهترین خلقت که خود و فرشتگانت دائم بر او  و خاندانش صلوات می فرستید و ما را نیز دستور به صلوات داده ای ظهور خاتم اوصیائت را برسان.خدایا سال جدید ما و همه سالهای ما را به اجرای این هفت سین قرآنی مبارک و میمون گردان

 


89/12/29::: 10:16 ع
نظر()
  
  

1-عطش دانشمندان را برای دانستن فرو می نشاند. بهار دلهای فهیمان ،شاهراه درستکاران،داروی هر درد ،نوری خالص که تاریکی در آن راه ندارد.

 2-فرمانده ای بازدارنده ،خاموشی گویا ،حجت خدا ،میثاقی که جان گروگان آنست

3-بهترین سخنی که سینه را فراخ و درون را نورانی  می گرداند.

4- نمایانگر  و نمایشگر قدرت خدا و حقیقت است

5-بهترین رهبر و پیشواست

6-- شامل راستترین و رسانترین اندرز هاو بهترین داستانها ست

7- برتریش به سان برتری خدا بر خلقست

8-سودمندتری داستانها و شفابخش سینه ها ست

9-هرچند تکرار شود گهنگی ندارد

10- درمانگر کفر ،نفاق،تباهی و گمراهیست

11-بودش توانگری آرد و نبودش فقر را سبب می شود

12- نعمتی بالاتر از آن نیست

13-دانش گذشته و آینده را داراست

14-اخبار گذشته و آینده و احکام مورد نیاز انسان را در بر دارد

15-مایه نظم و سامانست

16-پاسخ هر اختلافی در آن موجود است

17-آموزش گیرنده و دهنده اش بهترینند

18-بالابرنده درجات در بهشت است

19-عاملش در بهشت با بهترین خلق خداست

20-ناسپاس کسی است که نعمتی بالاتر از حفظش را نعمتی دیگر تصور نماید

21-خانه ویرانه ایست کسی  که درونش چیزی از آن نباشد

22-حافظ و عاملش همراه فرشتگان پیام آور ارجمند و نیکو کارست

23-دانایش در رحمت خدا و  نورش پوشیده شده است.

24- صیقل دهنده دلهاست

25- گنجینه های دانش را داراست

26-گوش دهنده اش بهتر از بدست آوردن کوهی طلاست

27-بلای دنیا و آخرت را ازخواننده و شنونده اش دور می کند

28- ظاهری زیبا و شگفت انگیز و باطنی ژرف و عمیق دارد

29-در حافظه ستمگر غریبست

30-نیشتر دلهاست

و... هزاران نکته دیگر از کلام معصوم در وصفش با اینحال خیلی کم به سویش می روییم .اگر همه خوبیهای عالم را باهم می خواهید . بهترین فرد عالم وجود معلمان خوبی برای تعلیم آن معرفی کرده است . اگر بخواهید می توانید در آن کلاس و با همان معلم ثبت نام کنید >

 


  
  
<      1   2   3